حاشیه خبرهای داغ در اتاق دادستانی

خبرهای داغ اما نانوشته از یک دیدار و خداقوتی دوستانه. دیروز سردبیر و مدیران روزنامه «خراسان شمالی» مهمان دادستان بودند. جلسه غیر خبری بود اما آن چه بود خبر بود آن هم از نوع پر مخاطبش. گاهی خبر آن قدر بی کیفیت است که چاپ نشده فاقد ارزش است اما گاهی خبر آن قدر داغ است که کاغذ نمی تواند سفره آن شود. دیروز حدود 10 دقیقه دادستان به 5 خبر از نوع خبرهای واقعی ورود کرد. به دستگیری های اخیر از قیری ها تا دیگران و جاده مرگ پرداخت ولی فقط به صورت لید و فشرده و از فضای خبری خیلی سریع عبور کرد.
 فشار کاری روی چشمانش و رنگ صورتش نقش بسته بود. فشردگی دیدارها و مراجعه کنندگانی که منتظر دیدار با او بودند مجال چالش خبری را از کاغذ گرفت. برخی اخبارش خیلی شنیدنی بود. بازدید از زندان و ملاقات با متهمان خیلی قلم ام را تحریک می کرد که بنویسم ولی بناست ننویسم. در آغوش کشیدن متهم و حرف های او را شنیدن، داستانی بود که نقل کرد اما برایم آن بخش جالب بود که احساس کردم درد مردم را دارد تا آن جا که با وجود این که نمی خواهد اظهار نظر کند ولی از برخی کمبودها ناراحت است و منتقد.
 جالب تر این که فشارهای اقتصادی بر مردم در رأس دغدغه هایش بود و اقدامات اساسی که در خصوص جاده مرگ و پیگیری های بسیار پرکاری که در خصوص مبارزه با گران فروشی انجام داده، شنیدنی بود اما تأکید داشت فعلاً خبری نشود.
 بالاخره آخرین کلام دادستان هنگام خداحافظی این بود که در ۲ روز آینده فایل خبرهای مهم را می گشاید و این خبرها را از پله های دادستانی سرازیر می کند. بالاخره حرف های او و تعداد مراجعه کنندگان منتظر در دفترش حکایت از روزی پر کار در دادستانی داشت.