
اسدی- الفبای حیات زیر انگشتانشان معنا پیدا میکند، با همه جان دنیا را لمس می کنند، بیش از آن چه که ما می توانیم قادر به تشخیص بهار هستند، چرا که عطر آمدن فصول را با دل و جان استشمام می کنند، راهنمایشان عصای سفیدی است که سال هاست ابزارحرکت آن ها شده است. انسان های بی پروایی هستند که در ناهماهنگی های ساختار شهری با چشمانی بسته پا به خیابان میگذارند و از میان جمعیت و ماشین ها عبور می کنند، گاهی در یک روز بارانی صدای خوردن عصایشان به سنگ فرش پیاده رو ها به گوش می رسد و هارمونی صدای عصایشان با قطرات باران رنگ می گیرد. با همه بی مهری ها به روشن دلان اما برخی هایشان عزم جزمی برای دیده شدن دارند، نگاهشان را میتوانی از پشت عینک های تیره شان ببینی.
گاهی در میان کش و قوس مشکلات و کمبودها فراموش می شوند که بعضی از آن ها را خانه نشین می کند. امروز روز جهانی عصای سفید است، روز روشندلان توانا، روز انسان هایی خاص که دنیا را به شیوه ای دیگر تجربه می کنند و دریا را با رنگی دیگر معنا می کنند. با همه کمبودهایی که برای نابینایان در استان وجود دارد و گاهی همچون سدی مقابل آن ها قد علم میکند اما هستند روشندلانی که با همه این مشکلات قدم های بزرگی در زندگی خود برداشته اند.
«سلطانی» یکی از جوانان نابینای استان است که زندگی را جور دیگری بنا کرده است، در اوج ناامیدی بارقه های امید را در دلش زنده کرده و امروز نامش به عنوان یکی از قهرمانان ورزشی نابینایان استان می درخشد، دارای مدال های متعدد طلایی و نقره ای و برنزی است و همچنان برای رسیدن به افق های روشن تلاش می کند. 24 سال دارد و دانشجوی ادبیات دانشگاه دولتی بجنورد است. با کمی تأمل سخن می گوید؛ با صدایی که سختی ها و مصائب در آن شنیده میشود، این جوان روشن دل می گوید: در چاه افتاده می داند که در تاریکی و سختی بودن چه معنایی دارد و نبودن حمایت ها چقدر می تواند آزار دهنده باشد.
من هم در این شریط بوده ام و مسائل تلخی را تجربه کردهام با این حال در یک برهه از زندگی دستانم را بر زانوانم گذاشته ام و برای عبور از این محدودیت ها و کمبودها برخاسته و گام برداشتهام، این است که امروز همچنان به پیش می روم.وی با بیان این که در سال های متمادی توانسته است مقام های اول تا سوم مسابقات دوومیدانی کشوری را کسب کند، ادامه می دهد: برای مسابقات انتخابی گوانگژو هم رفتم اما به دلیل مسائل مالی موفق به حضور در مسابقات بین المللی نشده ام.
شنیدن تلاشش و امیدش حالت را خوب می کند در روزگاری که برخی افراد کاهلی های خود را به دوش کمبودها و محدویت ها و نبود فرصت ها میاندازند این جوان که از قشر خاصی است و همه می دانیم که از داشتن کمترین امکانات هم محروم است همه مشکلات را نادیده گرفته و آهسته و پیوسته به جلو می رود.
حس شیرینی و خوشحالی را در او می بینی وقتی از بهترین و شیرین تری خاطراتش سخن می گوید. از نظر او تمام لحظات زندگی شیرین است اما بهترین لحظه زندگی او به یک سال گذشته باز می گردد به دو روز قبل از برگزاری کنکور سراسری که او هم در آن شرکت کرده بود.
«سلطانی» می افزاید: دو روز قبل از برگزاری کنکور به خواستگاری رفتم و جواب مثبت گرفتم و بعد در کنکور سراسری شرکت کردم و این بهترین خاطره زندگی من است. همسرم بیناست و با همه مسائل و مشکلات عهدی با من بسته است و امروز بیش از یک سال است که ازدواج کرده ایم.
از همه چیز حرف می زند از بی مهری مدیران شهری به کم توانان، از برخوردهای نامهربانانه برخی همشهری ها و حتی هم کلاسی ها و شاید باورتان نشود اما تلخ ترین سخنانش به برخی استادان دانشگاهش باز می گردد...
او ادامه می دهد: دروس را در کلاس های آموزش ضبط و بعد حفظ می کنم. با این که قادر به نوشتن نیستم و باید سوال ها را به شکل شفاهی پاسخ بدهم اما برخی استادان اصرار دارند که جواب سوال ها کتبی باشد و این در حالی است که منشی که برای ما در نظر گرفته می شود یا دارای مدرک علمی نیست یا مدرک مرتبط ندارد و نمی تواند پاسخ سوال ها را آنطور که باید بنویسد و این گونه است که با همه تلاشم در چند واحد درسی موفق به کسب نمره قبولی نشده ام.
«فرج ا... دین دار» یکی دیگر از نابینایان استان است که سابقه 13 سال تدریس را در کارنامه خود دارد. در تمام طول صحبت با نابینایان یک نکته را دریافته ایم و آن آرامش خاص در صدایشان است، گویا ندیدن این شتاب شهرنشینی و گذر زمان آرامش خاصی به آن ها داده است، او هم از اعضای انجمن نابینایان استان است و از سال 75 بر اثر بیماری ژنتیکی بینایی خود را از دست داده است و از آن روز با دل و جان دنیا را می بیند، خاموش شدن نور چشمانش اما نور امید را از او نگرفته است، زمانی یکی از کارمندان اداری دولت بوده است اما پس از نابینایی حسی او را به سمت آموزش کودکان خاص سوق داده است، تا جایی که در آزمون مدارس استثنایی شرکت کرده و اینک معلم مدرسه استثنایی شهر بجنورد است.
معتقد است که عشق دلیل حرکت است و هستی بر پایه عشق شکل گرفته است، به همین دلیل است که توانسته با همه دل و جان در کلاس ها حضور پیدا کند و به همنوعان خود درس زندگی و علم و دانش بدهد.
او می گوید: در مدت 13 سال دانش آموزان زیادی را پرورش داده ام به نحوی که بسیاری از آن ها هم اکنون در بهترین دانشگاه های دولتی درس میخوانند و هنوز خانواده های آن ها برای تشکر نزد من می آیند.
او ادامه می دهد: برایم مهم است که به دانش آموزانم امید را آموزش دهم زیرا برای این بچه ها داشتن امید شرط موفقیت است، تمام تلاشم اتکای آن ها به خودشان است و این که سد مشکلات را بشکنند و خود را باور کنند.
از نظر او تمام زندگی اش بعد از نابینا شدن خاطره است، خاطراتی شیرین و به یا ماندنی که هر گاه به آن ها می اندیشد دلگرم می شود. او از شیرین ترین و بهترین خاطراتش می گوید: هر بار که دانش آموزان سال های دور با من تماس می گیرند و میگویند که به موفقیت دست یافته اند و آن را مدیون حمایت های من می دانند بی اندازه خوشحال می شوم، حس قدردانی و دیدن موفقیت آن ها شیرین ترین خاطرات تمام زندگی ام است.
وی اظهارمی کند: اما زندگی در قالب یک انسان نابینا مشقت هایی هم دارد و این مشقت ها وقتی پر رنگ تر می شود که حتی مسئولان هم به ما توجهی نمی کنند. ملموس تر بگویم برای رفتن به مدرسه مسیری را پیاده طی می کنم و این مسیر را به ذهنم سپرده ام با این که باید این مسیر همیشه برای ما مناسب سازی شده باشد اما گاهی هنگام رفتن ناگهان به شدت به مانعی سخت برخورد می کنم که اصلا انتظارش را نداشتم و این درد بزرگی است که حضورت نادیده گرفته می شود.
یکی دیگر از نابینایان جوان استان دختری جوان است که در رشته های ورزشی و فرهنگی موفقیت های چشم گیری داشته است، با این حال تمایلی به ذکر نام خود در این گزارش ندارد، تنها به گفتن چند خط کوتاه بسنده می کند و می گوید: بر حسب علاقه ای که داشتم وارد گروه تئاتر شدم، در دوجشنواره منطقه کاسپین شرکت کردم و در هر دو جشنواره مقام اول و مقام دوم بازیگر برتر زن را بدست آوردم.
وی ادامه می دهد: هم اکنون در حال برگزاری تمرین برای جشنواره های تئاتر آینده هستم.
وی هم مثل تمام روشن دلان خود انتظار توجه از سوی مسئولان را دارد.
نایب رئیس انجمن نابینایان خراسان شمالی در این باره می گوید: نابینایانی در استان وجود دارند که مقام های ورزشی ملی به دست آورده اند یا در مشاغل مختلفی مشغول به کار هستند، با این که در بسیاری از مشاغل به آن ها اجازه فعالیت داده نمیشود اما برخی از نابینایان استان توانمند بودن را دریافته اند.
«فخار» با بیان این که انجمن نابینایان استان درگیر مشکلاتی است، ادامه می دهد: این انجمن هنوز صاحب خانه نیست و به همین دلیل در سال های گذشته مشکلات زیادی داشته است، وی نداشتن مکانی ثابت برای انجمن را یکی از تلخ ترین خاطرات خود در سال های فعالیتش در انجمن ذکر می کند.
وی با بیان این که این انجمن بیش از 600 عضو دارد، اظهارمی کند: هنوز هم انجمن با مشکل مکان ثابت مواجه است.
وی نبود وسیله نقلیه برای نابینایان را از عمده مشکلات اعضا ذکر و اعلام کرد: انجمن برنامه های فرهنگی و ورزشی دارد اما با این که از دستگاه ها تقاضا کرده تا هفته ای یک بار برای حمل و نقل نابینایان با انجمن همکاری کنند هیچ کدام همکاری نکرده اند.
وی با بیان این که نابینایان پر تلاشی در استان داریم که در رشته های مختلف فعالیت می کنند، ادامه می دهد: نبود شغل یکی دیگر از مشکلات نابینایان است با این که دستگاه ها می توانند حداقل به عنوان اپراتور از اعضای انجمن استفاده کنند اما از این موضوع حمایتی نمی کنند و بیکاری به یکی از بزرگ ترین مشکلات نابینایان انجمن تبدیل شده است.
وی خاطرنشان می کند: انجمن از سال 83 در حال فعالیت است و برنامه های فرهنگی، ورزشی و آموزشی مختلفی برای اعضا دارد.
حیدری مدیر انجمن و رئیس هیئت ورزشی نابینایان هم می گوید: خراسان شمالی حدود هزار و 500 نفر نابینا دارد که 600 نفر آن ها در 6 رشته ورزشی گلبال، دو میدانی، دوچرخه سواری، شطرنج، جودو، صحرانوردی و کوه پیمایی فعالیت می کنند.
وی با بیان این که بسترهای اولیه ورزش نابینایان از جمله سالن ورزشی برای آن ها فراهم نیست، ادامه می دهد: اعتباری که به این هیئت ورزشی پرداخت می شود هم بسیار ناچیز و اندک است و برای تردد نابینایان هم با مسائلی در ارتباط هستیم. وی ورود خیران برای کمک به جامع نابینایان را ضروری میداند.